تبليغاتX
H0o0oMan is an excuse For My LiFe

حرف دلم...MISS YOU LIKE CRAZY

You are all that I want
You are all that I need
Can't you see how i feel
Can't you see that my pain's so real
When I think of you
I don't know what to do
When will I see you

I miss you like crazy
Even more than words can say
I miss you like crazy
Every minute of every day

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر  دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت   نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ،  بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

دستهایم بی حس و نگاهم نگران

می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس
این قلم؛ این کاغذ؛ اینهمه مورد خوب!!!
راستش می دانی طاقت کاغذ من طاق شده...
پیکر نازک تنها قلمم ؛زیر آوار غم و درد ببین خرد شده!

می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس...
می توانی تو از این وحشی طوفان بنویس!
من دگر خسته شدم

..
راست گفتند می شود زیبا دید؛ می شود آبی ماند!
اما ... تو بگو ؛

گل پرپر شده را زیباییست؟!  رنگ مرگی آبیست؟


می توانی تو بیا؛ این قلم ؛ این کاغذ
بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس
بنویس از کمر بید شکسته ؛ و یک پنجره ساکت و بسته!
ازمن! آنکه اینگونه به امید سبب ساز نشسته
هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش..
صحنه ئ پیچش یک پیچک زشت؛ دور دیوار صدا!
حمله ئ خفاشان !!
جراتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟
کاغذت می سوزد؟

من دگر خسته شدم. می توانی تو بیا
این قلم؛ این کاغذ؛ اینهمه مورد خوب
من دگر خسته ام از این تب و تاب .
تو بیا و بنویس
  

|+| نوشته شده توسط AsMa در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 ساعت |
YoUr VoIcE
Your voice is not music to my ears as the old saying goes. It's so much more. It's more like the trickle of water in a babbling
brook -- cool, clean and crisp. A breath of air fresher than crisp sheets off of a clothes line after hanging in the summer sun to dry. A spring that sounds like a butterfly flitting from flower to flower.

Your voice is sweet like the taste of cotton candy at the county fair.  Like the sugar on my lips after sipping a strawberry daiquiri.
Your voice is mesmerizing like the keys of a piano. Like the strings of a harp being gently plucked to produce sound. Like the cricket's symphony in the summer evening. Like a violin playing a romantic melody.

Your voice is warmth. A ray of sun on a summer's day penetrating the skin. Like the warmth of a fire's burning embers. Like the feel of hot chocolate slowly warming my throat.
Your voice is so much more than music to my ears. Your voice is consuming, drawing me close, and leaving me longing for your touch

Each night I pray for you as I lay me down to rest,
I ask God to keep you safe and give you all the best.

I pray that you remain grounded and hold on to your faith,
For God has great things in store for those who patiently wait.

I hope you are joyful and strong, compassionate and sincere,
I hope you believe in love and are able to love without fear.
, but have I met you yet?

I tried to tell you I love you
but the words were hard to find.

I'm always thinking about you
you're the only one on my mind.

Oh why do I act so shy forever hiding my face
I should learn to laugh and not to cry put yourself in my place.


I told you we'd never part
I loved you then I love you now and

I'll hold you in my heart.


|+| نوشته شده توسط AsMa در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت |
raHe DosHvar

میدونم فرقی نداره..واست عاشق بودن من...میدونم واست یکیه..بودن و نبودن من..

اما روح من یه دریاس ..پر عزم و جز تلاطم..ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم...

آخ که چه لذتی داره ..ناز چشماتو کشیدن..رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن

Midoonam fargHi nadare..vasat asHegH boodane man..midoonam vasat yekie boodan o naboodane man..amma rooHe man ye darias..pore Azm o joz talatom..saHelesH toee o mojasH kHanjaraye Harfe mardom...akH ke cHe lezzati dare..naze cHesHmato kesHidan..Raftane ye raHe dosHvar vase Hargez naresidan...

vaSeye tamoOome oMr piSham bemoOon man toRo har rooz mikhAm hatta na 1 roOoz dar mioOon

 

|+| نوشته شده توسط AsMa در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت |
vase to gHadde ye bargam!!!
Age roodam pisHe to gHadde ye gHaatre...age kooHam pisHe to gHadde ye soozan...age tanpoosHe bolande Har deraakHtam vase to andazeye Dokmeye pirHaan...vase to gHadde ye bargaam..pisHe to Raazi be margam

...

age toee ooon ke FagHat delam mikHaaad...mano bebakHsH...

To feresHteiii man adam nemikHamm...

|+| نوشته شده توسط AsMa در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت |
Golakam
Ay Golakam...man ke bi to mimiram..azizam CHi begam??mano tanHa nazariii. ..azizam..cHi begam?cHi begam???

AHay to ke in Hame doori az man...inrooza dar Hale ooboori az man...aHay to ke Hastimo soozooondi...dar o nadaram o ba doori az man...

|+| نوشته شده توسط AsMa در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت |
ho0o0man
H0o0oMan You Rock my World....

|+| نوشته شده توسط AsMa در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت |
cHareH nadaram...
cHareii Joz in nadaram..akHe kHoon sHodi too rag Ham..mimiram age nabasHi bi to man badjoori tanHam

midoonam ye rooz mifaHmi ..roozik doniaro gasHty..man cHejoori toro kHastam ..??to cHejoor azam GozasHty

 

...

|+| نوشته شده توسط AsMa در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت |
فرشته ای تو...
عزیزم تو جاده فداشدن اون که هرگز نمیشه خسته منم....اونیکه با صد امیدوآرزو دلشو بسته به عشق تو منم ....

آخه تو پاک و نجیبی تو یه احساس عجیبی نکنه فرشته ای تو....

میخوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم...میخوام حساب خودمو از عاشقات جدا کنم...

فدا شدن برای تو دلیل زنده موندنه ...میخوام عشق و جنونمو راهی قصه ها کنم...

|+| نوشته شده توسط AsMa در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت |
به تو فکر میکینم
برای تحمل روز سیاه به تو فکر میکنم

برای تصاحب رویای ماااه به تو فکر میکنم   به تو فکر میکنم  به توفکر میکنم...

 

بازم میام..منتظر باشید..

|+| نوشته شده توسط AsMa در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت |
کی دلش میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بس که چشمای تو پاک وروشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه؟؟؟

بس که اون چشمای تو مهربونه ..کی دلش میاد تورو برنجونه؟؟؟؟؟؟


توی این شبای بارونیو خیس کی میتونه بگه دل تنگ تو نیس؟؟؟

کی دلش میاد با تو بد تا کنه؟؟؟

کی دلش میاد که تنهات بذاره  ؟؟؟؟   کی میتونه بگو دوست نداره؟؟؟؟

باز منو به اوج رویا میبری تو که از تموم دنیا بهتری

معنی عاشقی رو خوب میدونی میگی عاشقی رو حرفت میمونی

میگم هرجور که باشی تورو میخوام

واسه من که عاشقم همین بسه ......هرکی عاشقه به عشقش برسه...

انقدر دوست دارم شماره ها خسته میشن تا نهایت میرنو با چشم تو بسته میشن

حالا کی دلش میاد که به هومن بگو دوست ندارم؟؟؟؟هان؟

 

 

|+| نوشته شده توسط AsMa در یکشنبه هجدهم تیر 1385 ساعت |
خدانگهدار لحظه هاي قيمتي

بهم خبر دادن هوايي شدي         خاطرخواي يه مو طلايي شدي

حکم تورو دادگاه قلبم داده          محکوم به جرم بي وفايي شدي

فداي چندنفر ميشي تو يکروز      بازم شنيدم که فدايي شدي

خوش به حال اون که باهاش تاحالا   مثل روز آشنايي شدي

ايندفه اون اهل کجاس عزيزم؟       راس بگو ايندفه کجايي شدي

باز توروخواب کرد دوسه تاحرف خوب  باز جادوي لحن لالايي شدي

بذار يواش يواش بگم عزيزم      مرتکب عجب خطايي شدي

بدون اونم مثله خودت بي وفاس    نياپيشم رد نهايي شدي

--------------------------------------------------------------------------------------------

حيف لحظه هايي خوبي که براي تو گذاشتم

حيف غصه اي که خوردم چون ازت خبرنداشتم

حيف حرفاي قشنگي که براي تو نوشتم

حيف رويام که واسه تو از قشنگياش گذشتم

حيف شبها که نشستم باخيالت زير مهتاب

حيف وقتي که تلف شد واسه ديدنت توي خواب

حيف اشکايي که ريختم واسه تو دم سپيده

حيف احساس طلاييم حيف اين عشق و عقيده

--------------------------------------------------------------------------------------------

ميخوام از تو بنويسم قلمم نمينويسه

کاغذ نامه ديشب هنوز از اسم تو خيسه

وقتي از تو مينوشتم خونه هامون برکت داشت

ثابته ميگن ستاره اما با تو حرکت داشت

اسم تو وقتي ميومد درياها وايساده بودن

کهکشونا واسه تعظيم پيش تو آماده بودن

يه روزي که من نبودم اومدن قلبتو بردن

چشات از بس ساده بودن گول اون حرفارو خوردن

با نگات واسم نوشتي ديگه از عشق خبري نيس

قبل ازاون فهميده بودم توي چشمات اثري نيس

چشم تو نه تنها با من با تموم دنيا بد بود

اون که قلب تورودزديد کارشو چه خوب بلد بود

--------------------------------------------------------------------------------------------
به شمعدونا سپردم تو نامتم نوشتم

از تو وهرچه وعده به من دادي گذشتم

راستي چه عالمي بود اگر بدا نبودن

جدا ميشيم ما از هم چون خيليا حسودن

هروعده اي که دادي به هرکسي عمل کن

غصه هاشو يه جوري با مهربوني حل کن

نذار که عشقت واسش مشکل و دردسر شه

نذار که از دست تو راهي يه سفر شه

سفيدي نگاهت نابه شبيه برفه

آب ميشه زودوفقط يه قيمت يه حرفه

ديگه خدانگهدار لحظه هاي قيمتي

منو ببخش عزيزم هرکي داره قسمتي

خدانگهدار

 

 

 

             

 

|+| نوشته شده توسط AsMa در دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت |
رویاهایی که یک لحظه رهایم نمیکنند
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره(رویاهایی که یک لحظه رهایم نمیکنند)

هومن انقدر دوست دارم بشنوی خندت میگیره تو نگاه میکنیو دلم تو چشمات میمیره

انقدر دوست دارم شماره ها خسته میشن تا نهایت میرنو با چشم تو بسته میشن

 

|+| نوشته شده توسط AsMa در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 ساعت |
بهش نگین...
بهش نگین که من چقدر دوسش دارم    برای بردن دلش کوهو رو شونم میذارم

بهش نگین دیوونه نگاش شدم      مست همه شیطونیاش عاشق خنده هاش مننننم

|+| نوشته شده توسط AsMa در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 ساعت |
خیال
در هوس خیال تو همچو خیال گشته ام           وز سر رشک نام تو نام رخ قمر برم

                                                نام رخ قمر برم

IPB Image

|+| نوشته شده توسط AsMa در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 ساعت |
من...
دیشب تو را بخوبی تشبیه ماه کردم            تو خوبتر زماهی من اشتباه کردم

(قبلا هم گفته بودم اما هرچقدر بگم کمه)

|+| نوشته شده توسط AsMa در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 ساعت |
اونیکه میخواستم


اونی که می خواستم دلمو شکستو
به پای یک عشق جدید نشستو
چشم روی آرزوم همیشه بستو
پشت مه پنجرمون رها شد
اونی که می خواستم مثه اشک چکیدو
تو طول راه باز یه کسی رو دیدو
به آرزوش انگار دیگه رسیدو
به خاطر هیچی ازم جدا شد
اونی که می خواستم اونی که می خواستم
اونی که می خواستم منو تنها گذاشت رفت
اونی که می خواستم دل ازم بریدو
بین گلا یه گل تازه چیدو
به اونی که دلش می خواست رسیدو
با غمو غصه منو آشنا کرد
اونی که می خواستم منو برد بهشتو
اسم منو رو سردرش نوشتو
بهونه کرد بازی سرنوشتو
تو شهر رویاها منو رها کرد
اونی که می خواستم منو برد از یادو
رفت پیش اون کس که دلش می خوادو
زد زیر عشقش که یادش نیادو
مثه همه آدما بی وفا شد
اونی که می خواستم منو تنها گذاشت رفت
اونی که می خواستم اونی که می خواستم
اونی که می خواستم چرا تنهام گذاشت رفت؟؟

 


 

 

 

|+|
نتوانستم

اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تکه يخي

بگذاريد تا به جايه معشوقم برايم گريه کند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار

معشوقم بودم ... و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ببینمش ولي نتوانستم ......

|+|
اگر بدانم....
سکوت را می پذیرم اگر بدانم روزی با تو سخن خواهم گفت....

تیره بختی رو می پذیرم اگر بدانم روزی چشمان تو رو خواهم سرود

     مرگ را می پذیرم اگر بدانم روزی تو خواهی فهمید که

                                    دوستت دارم...

 

 

|+| نوشته شده توسط AsMa در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 ساعت |
بهانه زندگی
تو بهانة قشنگي كه هميشه زنده باشم

به هواي ديدن تو پر شعر تازه باشم

همه شب به خاطر تو لب پنجره نشستم

كه تو را ببينم اما ز فراغ تو شكستم

شب و روز من تو هستی گل هميشه بهارم

دلم از تو جان گرفته به خدا در انتظارم

همه زندگي برايت غزل و ترانه گفتم

ز خيال سبز رنگت به خدا شبي نخفتم

نظري به اين گدا كن كه به غصه ات دچار است

گل عشق من كجايي كه عاشقت بيقرار است

|+| نوشته شده توسط AsMa در شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت |
دورم از تو...
 

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو.... بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

 

 تونبودی بدون ولی اون که برات میمرد منم...... تا زنده ام دوست دارم این کلام اخرم

 

 من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بزارم....... تو سردی خاطره ها بگم که دوست ندارم

 

 دلم می خواد همین یه بار اشکام و پنهون نکنم.... باور کنی تو رو می خوام غربت زندونی کنم

 

 بایم به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات.........دیوونه و فدات بشم بمیرم من واسه چشات 

 

                         اما هنوز فاصلمون دور و دست من جداست .......ترانه سکوت من تو بغض اخرم رهاست

 

   کاش که میشد فقط یه باربیای بگی دوست دارم........تو چشم من نگاه کنی  بگی که عاشقت منم

Image hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط AsMa در پنجشنبه دهم فروردین 1385 ساعت |
music Myspace CodesMyspace CodesMyspace LayoutsMyspace Layouts